بعد اقای بابا لنگ دراز
و اقای مگس شل و ول
به طرف دریای کف الود دویدند
با فریادی از پذیرشی شورانگیز
انجا قایق کوچکی پیدا کردند
که بادبان هایش صورتی و خاکستری بود
و با ان روی موج ها قایقرانی کردند
دور و دورتر شدند ... .
*شعری از ادوارد لیر ...
_ ظهرتون بخیر ^^
- تاریخ : Monday 31 January 22
- ساعت : 13 : 11
- |
- نظرات [ ۰ ]